تبليغاتX
سرنوشت كار خودش را مي كند و ما ابزار نا آگاه اوييم .. پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند پشتبال

پشتبال

...ارزش یک احساس به شدت آن نیست ، به مدت آن است و من تو را به مدت بودنم دوست دارم .......(خوش یهتی!)

گاهی گمان نمیکنی و می شود / گاهی نمی شود که نمی شود

 

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست / گاهی نگفته قرعه به نام تو

 می شود

 

گاهی گدای گدایی و بخت نیست /گاهی تمام شهر گدای تو میشود

.............داداش گند زدیــــــــــــــــــــــم.................

[ 91/02/11 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


متن ترانه با نو گوگوش

 

سلام به دوستای گلم  راستش امروز داشتم ترانه های گوگوش رو گوش می دادم یه ترانه رو دیم

خیلی ازش خوشم اومد ....   ولی حیف که نشد ترانه رو بزارم واسه دانلود (یعنی بلد نیستم )  

ولی در عوض متن ترانه رو گذاشتم بخونیین  ببینین نظر شما در مورد این ترانه چیه .

 

صلات ظهر مرداد هوای پخته ی منگ......... دو تا بچه ی بی خواب ته یه کوچه ی تنگ

 

با یه تفنگ چوبی یه تیر کمون یه مش سنگ ...... می رفتیم جنگ دشمن کامان کیو کیو بنگ بنگ

 

فکر کنم اگه همشو اینجا بنویسم   این صفحه خیلی بزرگ میشه  لطفا به ادامه مطلب برو


برچسب‌ها: متن ترانه های بانو گوگوش, متن ترانه های قدیمی, گوگوش, عکس خواننده های قدیمی
ادامه مطلب
[ 91/02/08 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


عاشق شدن

احساسی که به تو دارم .......... یه حس فوق العادست

من عاشق کسی شدم ..........   که خیلی صاف و سادست

احساسی که به تو دارم  ..........  به هیچکس نداشتم

من اسم این حال دلو  ............عاشق شدن گذاشتم

[ 91/02/08 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


خیلی برام سخته که تو ی چشمات نگاه کنم و حرف دلمو برات بگم.

 اما دیدم که برای تو خیلی آسان بو د توچه ساده و صمیمی حرف دلت راگفتی.

از آغاز آری  از آغاز عاشق شدنت و از آغاز دوست داشتنت.

اما برای من برای من خیلی سخته که تو چشمات نگاه کنم و بغضی را که مدت هاست

راه نفسم را گرفته بشکنم و حرف دلمو برای تو بگم . بگم که چقد ر دوستت دارم و بدون تو

نمی تونم زندگی کنم. بگم که تو اولین کسی بودی که توانستی با رفتار هایت  نگاهایت و

حرف هایت مرا گرفتار خودت کردیو قلب تاریکم را روشن کردی. نمی دونم ایت چه سری است

 که توی چشمای تو پنهون شده که وقتی می خوام حرفهایم را به تو بگویم  به جزء  یه   

سلام ساده    هیچ چیز نمی تونم بگم.

اما می دونی  توی اون نگاهت  هرچی که هست اونقدر حرارت داره که سراسر وجودم

 رومثل گرمای سوزان خو رشدی فرا گرفته. من با دیدن تو احساس می کنم

تموم دنیا مال خودم میشه .

                             چون تو تموم دنیای منی .......H........

[ 91/02/08 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


به خواب هایم سرک نکش

[ 91/02/08 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


دل من

دل من غریبه است اینجا مال این دور و برا نیست

اولاهمپای من بود اما خوب این آخرا نیست

این همه سالهای دور و طفلکی همپای من بود

آخرین چراغ روشن تو شب تاریک من بود

همه ی دنیارو گشتم گاهی شاد و گاهی غمگین

می خونم خاطره هامو گاهی تلخ وگاهی شیرین

توی این شهر هیاهو منم و این دل خسته

دل من دلگیره از من مثل یه دل شکسته

مثل یه دل شکسته

آخه اون یه دل ساده است عاشق یه کنج خلوت

دیگه طاقتش بریده تو شلوغی توی غربت

هنوزم عاشق بوی کاهگل و خاک و بارون

دل من مال دهاته آره از شما چه پنهون

هنوزم عاشق بوی کاهگل و خاک و بارون

دل من مال دهاته آره از شما چه پنهون

 آره از شما چه پنهون

 


برچسب‌ها: متن آهنگ فتحلی اویسی, متن آهنگ
[ 91/02/07 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن ، زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند

عبد آلوده شده خوار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

انقدر حرف در این سینه ما جمع شده

این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم میخواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا؟؟

این بدی مانع بیدار شدن هم دارد

ما اسیریم، اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد


برچسب‌ها: امام زمان, مهدی صاحب الزمان
[ 91/01/31 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


حافظ در عصر جدید

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس


ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس


گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم


گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم


گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي

گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي

گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟

گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری


گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد


گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد


گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟

گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي


گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟


گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز


گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده

گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده

گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟

گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون

گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟

گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش


گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟

گفتا : شدست منشي در دفتر اداره


گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل


گفتا : که دست خود را بردار از سر دل

گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها


گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا

گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی


گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی

گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي

گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي

گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره


گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره


گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟


گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟

گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي

گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي

گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟

گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي


گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟

گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری


گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها


گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها


گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟

گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

 

[ 91/01/18 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


متن آهنگ میگریزی از فریدون فرخ زاد وسالی


حالا که پابند تو هستم می گریزی

پابند لبخند تو هستم می گریزی

با خنده هایت زندگی می آفرینی

تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی


از بوسه پرهیزم نمودی

با غصه لبریزم نمودی

بارون غم غرقم نموده

عشقت حواسم را ربوده

می گریزی می گریزی

می گریزی


روزی تو ز من گر جدا بشوی

با غیر دلم آشنا بشوی

بی وفایی بی وفایی

بی وفایی


حالا که پابند تو هستم می گریزی

پابند لبخند تو هستم می گریزی

با خنده هایت زندگی می آفرینی

تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی


از بوسه پرهیزم نمودی

با غصه لبریزم نمودی

بارون غم غرقم نموده

عشقت حواسم را ربوده

می گریزی می گریزی

می گریزی

می گریزی می گریزی

می گریزی

 (لقمان ادهمی)


[ 91/01/18 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


13به در

...................... خدایش  نظر شما چیه؟.....................

نمی دونم این چه عادت بدیه که ما ایرانی ها داریم. تا یه چیز میشه

 پای تمدن چند هزار ساله و کوروش و داریوش و تخت جمشیدو وسط

 می کشیم. سریع یاد رستم و سهراب و فردوسی می افتیم. از ابو علی

 سینا میگیم و مولانا..................................


برچسب‌ها: 13به در, پیام سیزده به در
ادامه مطلب
[ 91/01/11 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


عکس

[ 91/01/07 ] [ ] [ sadegh ] [ ]


[ 91/01/06 ] [ ] [ sadegh ] [ ]